آسیبهاي وارده به سیستم عضلانی ـ وتري

آسیبهاي عضلانی

عضله قدرت لازم براي حرکت بدن را فراهم میکند. عضله با استحکام زیادي توسط تاندون خود به استخوان چسبیده و به واسطۀ انقباض عضلانی، استخوانهاي بدن حرکت میکنند. کار عضلانی در هنگام فعالیت ورزشی چندین برابر میشود. به عنوان مثال در هنگام شوت زدن عضلات پا با نیرویی چندین برابر بیشتر از راه رفتن منقبض میشوند و در طی چندین ساعت راه رفتن یا دویدن این عضله است که وضعیت بدن را حفظ میکند.

پارگی عضله

پارگی عضله به دنبال دو مکانیسم و نیرو انجام میشود ابتدا نیرویی که ناشی از کشش بیش از حد عضله میباشد و این نیرو از قدرت و ظرفیت عضله در مقابل کشش بیشتر است . از این نیرو تحت عنوان کشش یاد میکنیم. و نیروي دیگري که باعث پارگی عضله میشود نیروي تراکمی(فشاري) نامیده میشود. که به دنبال یک ضربۀ مستقیم با قدرت زیاد عضله حایل بین نیرو و تکیهگاهی قرار گرفته و نیرو باعث پارگی در الیاف عضلانی میشود. به زبان ساده پارگی نوع اول به دنبال کشش بیش از حد و پارگی نوع دوم در اثر ضربه ایجاد میشود.

انواع پارگی عضلانی:

پارگی عضلانی به دونوع کلی کامل و ناکامل تقسیم بندي میشود.

 پارگی کامل عضلانی، پارگی تمام تارهاي عضلانی یک ماهیچه میباشد و بعد از اتفاق افتادن چنین آسیبی عضله کوچکترین قدرتی جهت انقباض و ایجاد حرکت در استخوان مربوط به خود را نخواهد داشت. شاید پارگی کامل را در مورد عضلۀ دو سربازو وقتی که سربلند آن پاره شده باشد و در قسمت میانی بازو به صورت یک توده جمع شده باشد را دیده باشید، و یا با وضعیتهاي مشابهاي از قبیل پارگی در عضلۀ راست رانیدر قسمت جلویی ران و پارگی در عضلات همسترینگدر پشت ران برخورد داشته باشید. در پارگی ناکامل عضله فقط تعدادي از فیبرهاي عضلانی دچار پارگی میشود. در این نوع نیز، دو نوع پارگی خفیف و شدید داریم.

در پارگی خفیف فقط 5 درصد فیبرهاي عضله دچار مشکل میباشند و این امر تأثیري در کارکرد عضله یا حتی قدرت آن نخواهد گذاشت. در پارگی متوسط هرگونه کوششی براي انقباض عضله همراه با درد است و برخلاف پارگی کامل، عضله قادر به انجام فعالیتهاي خود میباشد ولی در چه حرکات پاسیو و چه حرکات اکتیو توأم با درد است. پارگی ممکن است در عمق و وسط عضله و یا در محیط و نزدیک به سطوح آنها اتفاق افتد. پارگیهاي ناکامل از لحاظ مکانی، دو نقطه را درگیر میکنند یا مرکز عضله و یا رشتههایی در محیط عضله و آنها را به دو نوع پارگی ناکامل مرکزيو محیطیتقسیم میکنیم. پارگیهاي مرکزي معمولاً دردناکترند، فقدان عملکرد عضله مشهودتر است و کبودي همیشه دیده نمیشود مگر آنکه تاریخچهاي از یک ضایعه تماسی در سطح پوست هم ذکر شود.

 

 

 

 

فاکتورهایی که در پارگی عضله مؤثرند:

 

  • عضله که گرم نشود و قبل از شروع فعالیت، نرمش نداشته باشد بیشتر مستعد پارگی و آسیب است.
  • عضلهایی که قبلاً به جهت ضایعه ضعیف شده باشد و به وضعیت مناسب برنگشته باشد صدمه پذیرتر است.
  • عضلهایی که در مسیر الیاف خود بافت فیبروز12 ناشی از پارگیهاي قبلی داشته باشد. چرا که این بافت قدرت ارتجاع کمی دارد.
  • عضلهایی که خسته باشد و بیش از حد مورد استفاده قرار گرفته باشد.
  • عضلۀ سفت و عضلهایی که دامنۀ حرکات آن براي مفصل کم باشد.
  • عضلهایی که بیشتر در معرض سرما قرار گرفته باشد و قدرت انقباض و انبساطش کم شده باشد.

 

علایم و نشانه هاي پارگی عضله

  • درد مشخص و واضحی که با حرکت تشدید میشود و با استراحت تخفیف پیدا میکند.
  • در پارگیهاي ناکامل، درد فعالیت را محدود میکند و در پارگی کامل عضله قادر به فعالیت نیست • در پارگیهاي ناکامل گاهی در امتداد مسیر عضله فرورفتگی لمس میشود و در پارگیهاي کامل نقص و فرورفتگی عمیقی در مسیر عضله قابل لمس است. در محل بعد از پارگی، تجمع عضله خود را به صورت یک توده نشان میدهد.
  • تغییر رنگ به صورت کبودي در سطح پوست نیز دیده میشود.

 

درمان

  • در مورد انواع مختلف پارگی عضله باید گفت ترمیم در مورد نوع مرکزي طولانیتر از نوع محیطی است. در مورد پارگی کامل بهطور قطع زمان بسیار طولانیتر خواهد بود چرا که همیشه جراحی لازم است

. • به هر حال با درمانهاي حمایتی مناسب زمان لازم براي بهبود کامل در مورد پارگی مرکزي سه هفته و در نوع محیطی یک تا دو هفته میباشد.

  • اصول درمان در مورد پارگی E-C-I-R میباشد که مخفف کلمات استراحت، یخ، فشار، و بالا نگهداشتنمیباشد.
  • در کمکهاي اولیه هدف باید متوقف کردن خونریزي و محدود کردن تخریب بافتی و در نتیجه کوتاه کردن زمان بهبود باشد. و بعد به اصول درمانی پارگی عضله میپردازیم.
  • در اولین مرحله هدف باید استراحت دادن به عضو مبتلا به خصوص در روز اول باشد. پس از کیسۀ یخ براي کاهش در خونریزي بافتی استفاده میکنیم. باید در نظر داشت که کیسۀ یخ نباید به طورمستقیم روي پوست قرار بگیرد. بلکه از یک حوله، یا پارچه به عنوان حفاظ استفاده میکنیم. اگر یخ در دسترس نباشد از حولۀ سرد یا آب سرد استفاده میکنیم.
  • در مرحلۀ بعد از یک بانداژ سفت طوري استفاده میکنیم که بافت را در درون خود به هم بفشارد. • بالا نگهداشتن عضو از احتقان خون درون بافت جلوگیري خواهد کرد.

 

عوارض آسیبهاي عضلانی

١ .تشکیل بافت جوشگاهی .

 2 تشکیل بافت استخوانی در عضله .

 3 تشکیل توده

 

آسیبهاي تاندونی

  • تاندونها عامل اتصال عضله به استخوان میباشند. تاندونها فاقد عروق خونی و متابولیسم هستند و از فیبرهاي کلاژن متراکم ساخته شدهاند که عامل استحکام آنها میشود. تاندونها از قدرت الاستیسیته کمی برخوردار میباشند و این قدرت ارتجاعی به مرور زمان کاهش پیدا کرده و تاندون را مستعد ضایعه میکند.
  • اکثر تاندونها یک غلاف فیبروزي به دور خود دارند که حاوي مایع روان کننده و نرمکنندهاست. • بدن دو تاندون اصلی و بزرگ دارد یکی تاندون، آشیل و دیگري تاندون کشکگ است به دلیل این که فاقد پوشش یا غلاف میباشند نوع مشکلاتی را که پیدا میکنند با دیگر تاندونها متفاوت است.
  • ضایعات و آسیبهاي تاندونی باعث درد در هنگام فعالیت تاندون میشود. التهابهاي تاندونی به مراتب بیشتر از ضایعۀ دیگر تاندون یعنی پارگی آن، دیده میشود.
  • تاندون تا سن سی سالگی از مقاومت خوبی برخوردار است از آن سن به بعد قدرت ارتجاعی خود را به تدریج از دست میدهد به غیر از سن، التهاب تاندون، از مقاومت آن میکاهد و نسبت به پارگی مستعدتر میشود.
  • تاندون آشیل علاوه بر مشکلی که قبلاً ذکر شد، در 2 5تا سانتیمتر محل چسبندگیش به استخوانپاشنه، از خونرسانیضعیفیبرخورداراستبنابرایناستعداد بیشتري نسبت به ضایعه دارد.
  • همینطور در تاندون عضلۀ فوق خاري در 2ـ1 سانتیمتري محل چسبندگی خود به استخوان بازویی خونرسانی ضعیفی دارد و به همین جهت استعداد بیشتري نسبت به التهاب و پارگی دارا خواهد بود.

 

انواع پارگی تاندون

  • پارگی عضله همانند پارگی تاندون به دو نوع پارگی کامل و ناکام لتقسیم میشود.
  • پارگی کامل معمولاً در تاندونهایی اتفاق میافتد که دچار دژنرسانس شده باشند. بخصوص در ورزشکارانی که پس از سالها کنارهگیري دوباره به ورزش رو آورده اند.

نشانه هاي پارگی تاندون

  • ورزشکار همزمان با احساس درد متوجه یک صداي مشخص از ناحیۀ آسیب دیده میشود. فرد مصدوم بعد از ضایعه قادربه تکرار همان عملیات قبلی خواهد بود.
  • یک نقص و فضاي خالی در امتداد مسیر ماهیچه درست در جایی که حداکثر درد و حساسیت را دارد لمس میشود. تورم و کبودي کمی بعد از حادثه دال بر خونریزي در موضع خواهد بود. گاهی با پارگی تاندون عضله در اثر نیروي جاذبه، عضله روي خود جمع شده و تولید یک تودهاي را میکند که هم با چشم دیده میشود و هم با دست ملموس میباشد.
  • تاندونهایی که نسبت به دیگر انواع بیشتر دچار پارگی کامل میشوند، عبارتند از تاندونهاي آشیل، دو سر، سه سر، کشکگ (پاتلا 22 (فوق خاري. درمان پارگی کامل بعد از اقدامات اولیه معمولاً جراحی و پیوند تاندون و به حرکت کردن عضو مبتلا با گچ به مدت چهار تا شش هفته میباشد. این روش در افراد جوان ورزشکار اعمال میشود.
  • پارگی ناکامل همانطور که از اسم آن مشخص است، فقط در قسمتی از رشتههاي تاندون پارگی ایجاد میشود، حتی ورزشکار ممکن است متوجه ضایعه نشود و علایم به وجود آمده از آن را به التهاب و استفادة بیش از حد ارتباط دهد. پارگی ناکامل به دو نوع حاد و مزمن تقسیم میشود.

علایم پارگی ناکامل حاد :

ورزشکار تاریخچهاي از شروع درد ناگهانی را ذکر میکند که با حرکت یا حادثۀ خاصی روي داده است. در انجام حرکات سنگینتر و حرکاتی که در مقابل مقاومت انجام میشود در محل ضایعه درد و حساسیت بیشتري احساس میشود.تورم و گاهی هماتوم به وجود خواهد آمد و ممکن است بلافاصله بعد از آسیب عضله تا حدودي دچار اختلال در کارکرد بشود.

 

علایم پارگی ناکامل و مزمن :

تاریخچهاي از درد ناگهانی ذکر میشود ولی ضربه و آسیب به خاطر آورده نمیشود. فرد در خلال گرم کردن بدن خود احساس درد میکند ولی بعد از مدت کوتاهی درد برطرف میشود و دوباره با افزایش کار عضله شروع میشود. حساسیت موضعی به وضوح وجود دارد. گاهی قدري تورم مشاهده میشود. تاندون آشیل از جمله تاندونهایی است که دچار هر دو نوع پارگی ناکامل حاد و مزمن میشود. ولی این احتمال براي تاندونهایی چون تاندون پاتلا، نزدیک کننده دراز (آداکتورلونگوس) و وتر عضلات چرخش دهندة ساق نیز میرود .

درمان

درمان آسیب نوع حاد به سرما درمانی، بانداژ فشارنده، استراحت و گاهی استفاده از عصا محدود میشود. در این مرحله حتماً باید با پزشک مشاوره شود. به علاوه اینکه از تمریناتی براي تقویت تاندون و عضله استفاده میشود. درمان آسیب نوع مزمن مشتمل بر ارایه یک برنامۀ تمرینی منظم میباشد. استفاده از بانداژ حمایتی، نوار و بریس جهت پیشگیري از ورود فشار به ناحیۀ مصدوم، گرمازایی اصل درمانی دیگر ضایعات مزمن است.

 

عضلۀ دلتویید

پارگی عضله دلتویید پدیدهایست نادر و معمولاً در بین بازیکنان والیبال، فوتبال آمریکایی و وزنهبرداران دیده میشود. در اکثر موارد به علت ضربه مستقیم به عضله پارگی حادث میشود. پارگی بسیار اندك در تارهاي عضلانی قادر است محدودیت حرکت زیاد به وجود آورد. التهاب تاندون دلتویید به علت فعالیت بیش از حد به وجود میآید و درمان در دو حالت پارگی و التهاب استراحت میباشد.

عضلات سینهاي

این عضله از سطح قدامی قفسه صدري شروع و به سطح قدامی بازو میچسبد. وظیفۀ عضله چرخاندن و نزدیک کردن بازو به سمت سینه و روي سینه است . این عضله وقتی تحت فشار سنگین مثل پرس سینه با هالتر قرار میگیرد از محل چسبندگی خود به استخوان بازو دچار التهاب و آسیب میشود. درد در هنگام نزدیک کردن بازو به بدن، تورم و کبودي در روي بازو از علایم پارگی عضله و التهاب آن میباشد. در صورتی که پارگی کامل وجود داشته باشد درمان جراحی است و بعد از 4 6تا هفته تمرینات تونیک ، بعد از 8ـ 6 هفته تمرینات قدرتی شروع میشود. در پارگی ناکامل تمرینات قدرتی بلافاصله پس از قطع درد شروع میشود.

 

عضلۀ دو سر

پارگی عضلۀ دو سر معمولاً در سر بلند آن رخ میدهد. سربلند تاندون از روي سر استخوان بازو رد شده و در قسمت جلو به حفرة مفصلی کتف میچسبد.

این حالت در ورزشکاران 40 تا 45 سال بیشتر اتفاق میافتد و تاندون به سرعت دچار تغییرات مخرّب دژنراتیو میشود. درد چندان زیاد نیست و در قسمت جلوي مفصل شانه احساس میشود. عدم توانایی در انقباض ماهیچه از علایم پارگی تاندون میباشد. و وقتی آرنج را روي بازو خم میکنیم، حجمی تولید میشود که از حجم عضله معمولی به مراتب بیشتر میشود در واقع نیروي جاذبه سرعضله را به قسمت انتهایی بازو میکشد . . در پارگی کامل تنها راه حل جراحی است بی. حرکتی باید 4 هفته ادامه داشته ، و بعد از آن نمیتوان ورزشهاي قدرتی را شروع کرد. بلکه 4 6تا هفته بعد از برداشتن بانداژ ورزشهاي تماس از جمله کشتی آغاز شود.

افتادن روي دست وقتی که بازو خم باشد باعث پارگی تاندون میشود و گاهی تاندون از محل چسبندگیش جدا میشود. در این حالت دردي در نوك آرنج احساس میشود که همراه با یک فضاي خالی ناشی از جدا شدن تاندون است. عدم توانایی در صاف کردن بازو از علایم میباشد.

 

بازوي تنیس باز

بهطور اجمال التهاب تاندونهاي بازکننده ساعد را که منشأ همۀ آنها از ناحیۀ فوق لقمهاي خارجی استخوان بازو خارجی است تحت نام بازوي تنیس باز نام میبریم.

این واژه و بیماري آن از ابتداي قرن نوزدهم میلادي شروع شده است و تنها مربوط به ورزشکاران این رشتۀ ورزشی نمیباشد بلکه کلیۀ ورزشکارانی که راکت به دست میگیرند، چنین التهاب و دردي را در طول دوران بازیگري خود احساس میکنند.

گاهی شاغلین حرفههاي دیگر از قبیل نجاران، تکنسینهاي برق که معمولاًهم از یک دست نسبت به دست دیگر بیشتر استفاده میکنند و بهطور عمده هم در همان دست دچار مشکل میشوند، تجاربی را درست مشابه تجارب تنیس بازان در مورد بازوي خود نقل میکنند.

عقیدة کلی بر این است که التهاب در منشأ عضلات راست کنندة مشترك که بر اثر کشیدگی (استرین) پدید آمده علت این ناراحتی میباشد.البته باید دانست علاوه بر مورد فوق فیبروز در عضلهراست کننده مچ دستی کوتاه و گیر افتادن عصب در حول آن ناحیه نیز چنین دردي را ایجاد میکند.

یک بازیکن تنیس به خصوص اگر مبتدي باشد به دنبال استفاده غلط از تکنیک سرویسهاي قدرتی دچار التهاب در آرنج میشود. تکنیک نادرست در زدن ضربات بک هند باعث التهاب تاندون در هر دو سمت آرنج شده و تکنیک غلط در ضربات فورهند باعث التهاب در قسمت داخلی بازو میشود.

چنین بازیکنانی به علت استفاده از مچ به جاي شانه دچار دردهایی هم در قسمت بازو میشوند.

اگر چه بیماري در افراد ـ35 50 سال بیشتر شیوع دارد 45 درصد ورزشکارانی که به طور حرفهاي بازي میکنند و 25 درصد ورزشکاران آماتور ، به این مشکل برخواهند خورد.

مهمترین عضلات درگیر در این پدیده بازکننده مچ دستی کوتاه و بعد از آن عضلات صافکنندة مشترك انگشتان راست کننده زنداسفلی خلفی زنداعلایی خلفی میباشد

. به علت کوچک بودن محل چسبیدن عضلات راست کننده به استخوانهاي دور لقمهاي، کوچکترین نیرویی قادر است بار زیادي تولید کرده و التهاب ایجاد کند

 

آشنایی با کبودي، خون مردگی، کوفتگی و شکستگی

 

شکستگی

ضربات وارده به استخوان که باعث به هم خوردن تداوم تیغههاي استخوانی گردد، شکستگی گویند.

استخوان بافت محکم و نگهدارندة اسکلت بدن میباشد. استخوانها در دورة اولیۀ زندگی جنینی به شکل اولیۀ غضروفی ساخته میشوند و به تدریج با رسوب مواد معدنی در آنها این بافت غضروفی تغییر شکل داده و به شکل استخوان درمیآید.

بعد از دورة جنینی و تا سالها بعد از تولد مراکز استخوانسازي به وجود میآیند که مسئولیت رشد استخوانها را تا سن بلوغ به عهده دارند

در دورة بزرگسالی مقارن با بلوغ فرد این مراکز تحت تأثیر هورمون رشد قرار گرفته و فعالیت بیشتري پیدا میکنند و به همین جهت رشد قدي در هنگام بلوغ به بیشترین مقدار خود خواهد رسید. با به پایان رسیدن این زمان مراکز استخوانساز به استخوانهاي مجاور خود که مسئولیت رشد آنها را به عهده داشتهاند جوش خورده و رشد قدي به پایان میرسد. و از این زمان به بعد دیگر ما رشد قدي نخواهیم داشت. استخوان به انواع پهن و دراز تقسیم میشود. استخوانهاي دراز مانند استخوان ران و استخوان پهن مانند استخوانهاي جمجمه میباشد. چنانچه از یک استخوان ران تصویر رادیولوژیکی داشته باشیم آن را مانند لولۀ سفید خواهیم دید که لایۀ خارجی متراکم و سفید رنگ را کورتکساستخوان و لایۀ داخلی و قطر را مدولاياستخوان مینامیم. در داخل مدولا مغز استخوان قرار گرفته است که مسئولیت ساختن عناصر خونی را به عهده دارد.

هرگونه قطع شدگی در امتداد کورتکس استخوان شکستگی نامیده میشود.

 

انواع شکستگی

الف) شکستگی ساده: به شکل یک خط راست و یا مایل در مسیر استخوان دیده میشوند. معمولاً به دنبال یک ضربۀ مستقیم یا نیروي چرخشی وارد به سطح به وجود میآیند. سادهترین نوع شکستگی میباشند و در عکس رادیولوژیک به صورت یک خط مستقیم و یا مایل که از قطر استخوان عبور کرده ، رویت میگردند. نام دیگر این شکستگی ، شکستگی بستهنام دارد. به شرط آنکه با محیط خارج تماس نداشته باشند. یا به عبارتی دیگر زخمی در سطح شکستگی وجود نداشته باشد که استخوان را با سطح پوست در تماس قرار دهد.

ب) شکستگی ترکه :اي این نوع از شکستگی را به سبب خاصیتی که در زیر ذکر خواهیم کرد. بیشتر در استخوانهاي نرم اطفال میبینیم و آن عبارت است از شکستگی که خط شکستگی یکی از سطوح کورتکس را قطع کرده و سطح دیگر کورتکس درگیر نمیباشد.

وجه تسمیه این شکستگی به جهت شباهت آن با شکستگی ترکۀ درختانی نونهال از قبیل شاخۀ آلبالو میباشد

. چنانچه با شاخۀ چنین درختی به جاي محکمی ضربه بزنیم خواهیم دید که شاخه شکسته و روي یکی از پوستهاي خود آویزان میماند دقیقاً حالتی که در این نوع شکستگی میبینیم اگر کورتکس و استخوان را به دو طرف شاخه درخت تشبیه کنیم در واقع خط شکستگی از یک طرف میگذرد و به طرف دیگر محدود میگردد.

 

ج) شکستگی مرکب: این نوع شکستگی را شکستگی باز7 نیز مینامیم. و علت این نامگذاري تماس خط شکستگی و استخوان با فضاي آزاد سطح پوست میباشد در واقع ضربهایی که قادر به شکستگی استخوان گردیده است در سطح پوست نیز زخمی را ایجاد کرده که حفرة شکستگی به راحتی با سطح پوست در تماس است.

 د) شکستگی چند تکه :اي شکستگی که در آن قطعات شکسته بیش از 2 قطعه بزرگ و چند قطعه کوچک باشند. به زبان ساده در این حالت استخوان خرد شده است.

شکستگیهاي ناشی از خستگی یا استرس در این تقسیمبندي قرار نمیگیرند . این شکستگیها بهطور عمده مربوط به اندام تحتانی بوده و در اثر نیروي واحد به وجود نمیآیند. مثالهاي این نوع ضربات را در دوندههاي ماراتون و سربازان صف رژه میبینیم

 

 

 

شکستگی باز و بسته

شکستگی باز و بسته را در انواع شکستگی توضیح دادیم. تفاوت این دو شکستگی در ارتباط آنها با سطح پوست میباشد که در نوع اول این ارتباط برقرار است و در نوع دیگر چنین ارتباطی وجود ندارد. هر زخمی در سطح پوست استخوان شکسته دال بر شکستگی باز نیست.

التیام و بهبودي شکستگی

ا اتفاقی که در استخوان به وجود خواهد آمد مقداري از عروق خونی پاره میشوند و خونریزي میکنند. تجمع خون در زیر ضریع استخوان و افزایش فشار در آن منطقه و روند انعقادي خونریري را متوقف میسازد و هرگونه دستکاري در منطقه باعث خونریزي مجدد میشود. با تشکیل لختۀ خونی که قدم اول در تشکیل استخوان جدید خواهد بود مقداري از استخوانهاي خرد شده در محل ضایعه که عروق خونی خود را از دست دادهاند و فاقد تغذیه شدهاند شروع به نکروز و سیاه شدن می کنند.

زمان جوش خوردن

بهخصوص براي ورزشکاران حرفهاي لازم است که زمان دقیق جوش خوردن را پیشگویی کرد. اما این زمان از اصل کلی پیروي نمیکند و معمولاً تابع چهار عامل کلی میباشد مهمترین عامل

 

1 .سن بیمار: هر چه سن پایینتر باشد زمان جوش خوردن کوتاهتر است. استخوان در عرض چهار تا شش هفته حداکثر جوش میخورد. در بالغین زمان لازم براي جوش خوردن توأم با استحکام یک استخوان در شرایط مطلوب در حدود سه ماه است.

اما در مورد همۀ استخوانها به این شکل نمیباشد چرا که استخوان رانشاید 5 تا شش ماه زمان لازم داشته باشد تا به شرایط فوق برسد.

.2 نوع استخوان: استخوانهاي بلند مانند ران زمان بیشتري لازم دارند تا به استحکام مؤثر برسند.

. 3 جریان خون: بدیهی است هرچه میزان جریان خون رسیده به بافت شکسته بیشتر باشد سرعت التیام سریعتر است.

.4 بیحرکتی: حرکت یکی از قطعات شکسته یا حرکات بین قطعات باعث تأخیر ترمیم یا حتی جوش نخوردن میشود. و این بدان معنی نیست که براي بهبود و ترمیم لازم است که تمامی شکستگیها را فیکس و ثابت کنیم چرا که این امر در مورد استخوانی مانند استخوان دنده غیرممکن خواهد بود و فقط با گذاشتن نوار چسبی روي آن گذر خواهیم کرد. همینطور است شکستگیهاي استخوان ترقوه که علیرغم حرکت بین قطعات به خوبی جوش میخورند.

برعکس در مورد استخوانهاي ساعد، اسکافوئید و گردن ، ران اگر قطعات کاملاً ثابت نشوند جوش نخواهند خورد.

شکستگی ناشی از فشار

شکستگی ناشی از فشار مشابه آنچیزي است که ما در به هم خوردن آرایش مولکولی فلزات و شکستن آنها در اثر فشار خواهیم داشت.

شکستگی ناشی از فشار بهطور عمده در استخوانهاي انگشتان پا بیشتر دوم و سوم، نازك نی (فیبولا) و درشت نی (تیبا) دیده خواهد شد. معمولاً در قهرمانانی که براي مدتی ورزش حرفهاي را کنار گذاشتهاند و مجدداً به آن برمیگردند و بهطور مکرر و با شدت تمرینات را از سر میگیرند.

این حالت دیده میشود نام دیگر این شکستگی ناشی از رژهنام دارد. سربازان یک پادگان که تحت فشار عملیات رژه را انجام میدهند اغلب دچار درد در ناحیۀ کف پا میشوند. که معمولاً ناشی از استرس تمرینات و به دنبال آن شکستگی خستگی میبتظاهرات این شکستگی به این شکل است که فرد با درد در ناحیۀ انگشتان پا که در معاینه حساس و دردناك است با فعالیت بدتر میشود و با استراحت بهتر میشود.

در عکس اولیه معمولاً علایمی از شکستگی دیده نمیشود بعد درد حالت افزایشی به خود میگیرد و بیمار دو هفتۀ دیگر به علت تشدید درد در هنگام فعالیت و طاقت فرساشدن آن مراجعه میکند در معاینه همچنان حساسیت موضعی وجود دارد به علاوه اینکه گاهی کریپتاسیوناحساس میشود در عکس به عمل آمدة مجدد هم کال استخوانی و هم ترك دیده میشود. حتی اگر عکس یافتهها را نشان ندهد ولی ظن کلینیکی شکستگی را تأیید کند اقدامات درمانی را شروع میکنیم استراحت به مدت 3 هفته و فرد بعد از 10 روز تمرین میتواند به فعالیت خود باز گردد

البته گاهی استراحت باید تا 6 هفته ادامه یابد. در بعضی اوقات دیده شده علیرغم درمان بهبودي حاصل نمیشود و حتی لازم است که درمان جراحی صورت گیرد. و علت این تأخیر در بهبود مشخص نیست. شکستگی فوق گاهی در استخوانها لگن و مهرهها و بازو نیز دیده می شود.

برخورد با فرد مصدوم در هنگام شکستگی

ابتدا علایم شکستگی همانند کبودي، هماتوم ، درد و حساسیت موضعی شک ما را برمیانگیزد سپس عدم کارآیی عضو مزبور مثلاً اینکه فرد با پاي شکسته تقریباً نمیتواند پاي خود را روي زمین بگذارد و روي آن تکیه کند.

چنانچه در محل شکستگی زخمی وجود داشته باشد لازم است که دقت شود. بهترین محلول براي شستشو همان آب و یا آب صابون میباشد در صورت در دسترس بودن از سرم فیزیولوژي استفاده شود. بعد روي زخم را با باند و گاز استریل میبندیم.

 

آشنایی با دررفتگی و کشیدگی

 

آشنایی با دررفتگی

تعریف دررفتگی: اگر ضربه وارده به مفصل به قدري شدید باشد که باعث پارگی رباطهاي نگاهدارندة مفصل شود سطوح مفصلی جابهجا می شود و به اصطلاح مفصل درمی .رود

دررفتگیها همیشه در سطوح مفصلی اتفاق میافتند و به حالتی اطلاق میشود که بعد از آن راستاي قبلی استخوانهاي مربوطه تغییر یافته باشد. به زبان سادهتر اگر یک مفصل آرنج را که در حالت طبیعی (وقتی که ساعد کاملاً صاف قرار گرفته) در نظر بگیریم و خطی رسم کنیم که از وسط استخوان بازو بگذرد امتداد آن خط از وسط محور ساعد میگذرد و این یک حالت طبیعی و همیشگی است.

چنانچه ضربه یا شگستگی پدید آید که فرضاً سراستخوان زنداعلا را از داخل مفصل خارج کند دیگر امتداد خط قبلی همان نخواهد بود بلکه تغییر مسیر خواهد داشت در این حالت با اطمینان کامل میگوییم که دررفتگی در مفصل آرنج اتفاق افتاده استبا توجه به اینکه کلیه دررفتگیها در سطوح مفصلی اتفاق میافتد بهتر این است که ما ضایعات مفصلی را بررسی کنیم که یکی از آن ضایعات دررفتگی میباشد.

ضایعات مفصلی را به چهار گروه دررفتگی کامل، دررفتگی ناقص، کشیدگی و پیچخوردگی، لهییدگیتقسیم میکنیم.

قبل از اینکه به شرح جداگانۀ ضایعات بپردازیم لازم است که به جنبههاي آناتومیکی طبیعی مفصل اشارهایی داشته باشیم.

ثبات مفصلی

سطوح مفصلی، لیگامانها، عضلات اطراف مفصل و بالاخره فشار جو عوامل تماس دربردارندة مفصل میباشند اهمیت هر یک از این عوامل بر حسب نوع مفصل فرق میکند به این ترتیب که مثلاً در مفصل ران حفره عمیق مفصلی و شکل تقریباً کروي سراستخوان محور به خودي خود مانع قویی در برابر جابهجایی مفصل میباشند.

در مفصل آرنج شکل استخوان، ثبات مفصل را به وجهی معقول تأمین میکند. از سوي دیگر، مفاصل انگشتان و مفصل زانو استحکام خود را مدیون لیگامانهاي خود میباشند و استحکام مفصل شانه تا حد زیادي به عضلات اطراف آن بستگی دارد.

فونکسیون لیگامانها

ک لیگامان از حرکات غیرطبیعی مفصل جلوگیري میکند. این عمل گاهی به وسیلۀ عضلات حمایت شونده هم تقویت میشود. این عضلات در فشارهاي زیاد و زیان آور بهطور رفلکسی منقبض شده و لیگامان را حمایت میکنند.

پوشش و حمایت عضلانی در تمام لیگامانها یکسان نمیباشد. لیگامانهاي مفصل شانه، مچ دست، ران به خوبی توسط عضلات اطراف حمایت میشوند.

دررفتگی کامل و ناقص

زمانی از کلمۀ دررفتگی کامل در یک مفصل استفاده میکنیم که سطوح مفصلی هیچ سطح مشترکی با هم نداشته باشند و تمام تقابل بین آنها از بین رفته باشد. زمانی که سطوح مفصلی جابهجایی داشته باشند ولی سطح مشترکی هم داشته باشند این نوع دررفتگی، دررفتگی ناقص است. دررفتگیهاي یک مفصل ممکن است مادرزادي خودبه خودي، ناشی از ضربه یا عودکننده باشند.

در ورزش اصولاً با دررفتگیهاي ناشی از ضربه رو به رو هستیم.

ضربه شایعترین علت در رفتگیهاي کامل و ناقص میباشد و هر مفصلی میتواند گرفتار شود.

مفاصلی که بیشتر دچار ضایعه میشوند عبارتند از: شانه، ران، آرنج و مچ پا، مفاصل انگشتان.

دررفتگی همیشه با درجاتی از آسیب لیگامانهاي محافظ و کپسول مفصلی همراه است. معمولاً کپسول و یا لیگامان پاره میشوند و در نتیجه انتهاي مفصلی یکی از استخوانها از محل پارگی بیرون میزند.

گاهی خود کپسول پاره نمیشود ولی یکی از اتصالات استخوانیش جدا میشود، یا اگر لیگامان نیروي تروما را تحمل کند، این احتمال میرود که یکی از محلهاي اتصال لیگامان کنده شود البته همیشه این شکل کلی که یکی از انتهاي استخوان از کپسول مفصلی بیرون بزند رعایت نمیشود بلکه گاهی سطوح مفصلی کاملاً دچار جابهجایی و دررفتگی میشوند ولی در کپسول باقی میمانند.

در پارهاي از دررفتگیها احتمال عدم تشخیص بیشتر است. از جمله این دررفتگیها، دررفتگی خلفی مفصل شانه است. تعجب آور است که دررفتگی خلفی مفصل ران نیز وقتی با شکستگی تنۀ استخوان ران همان طرف همراه است گاهی از نظر دور میماند. ندرتاً در دررفتگیهاي ناقص با تکیه بر ظاهر ضایعه میتوان قضاوت درستی داشت.

طبیعی است که عوارض دررفتگی تا حدود زیادي شبیه عوارض شکستگی باشد به خصوص شکستگیهاي اطراف مفصل، در زیر عوارض دررفتگیها را فقط نام میبریم:

1 عفونت (به خصوص بعد از دررفتگی باز) .

. 2 ضایعات نسوج نرم (شرایین و اعصاب) .

. 3 نکروز یکی از انتهاهاي مفصلی استخوان در اثر آسیب عروق مشروب کنده آن .

بی. 4 ثباتی دایمی مفصل که منجر به دررفتگی مکرر میشود به( خصوص در مورد مفصل مچ پا این مسئله بسیار دیده میشود(.

5 .خشکی مفصل ناشی از چسبندگی داخل مفصل یا دور مفصل.

6 .آرتروز ناشی از آسیب غضروف مفصلی یا عدم تطابق دایمی سطوح مفصل.

 

درمان

اولین اصل درمان جاانداختن دررفتگی و برگرداندن آن به حالت اول میباشد.

وقتی جابهجایی اصلاح شد، مسألۀ بعدي عبارت است از چگونگی برخورد با ضایعات نسج نرم و به خصوص لیگامانها در موارد معدودي از پارگی لیگامانها ممکن است آنها را با جراحی ترمیم کنیم (مثل پارگی کامل لیگامان داخلی زانو) ولی اغلب لیگامانها به مرور زمان خودبهخود جوش خورده و تحکیم اولیۀ خود را باز مییابند. در این مرحله باید تصمیم گرفت که آیا باید مفصل را بیحرکت کرد یا اجازة حرکت به آن داد.

طور کلی دیده شده که اگر از همان آغاز یا حداکثر چند روز پس از ضایعه مفصل را وادار به حرکت نماییم، مفصل کارکرد طبیعی خود را خیلی زود به دست میآورد.

 

مواردي که باید به مفصل استراحت داده شود عبارتند از:

الف) پارگی لیگامان مهمی که تا حد زیادي مسئول تحکیم مفصل میباشد (لیگامانهاي زانو(.

ب) استخوانسازي بعد از ضربه داخل ماهیچه که این امر بهخصوص در مورد آرنج و احتمالاً ران بیشتر دیده میشود.

ج )درد شدید در مورد درمان شکستگی دررفتگیها باید بگوییم که وقتی دررفتگی کامل یا ناقص همراه با شکستگی است اصول درمان عبارتند از ابتدا جا انداختن در رفتگی و اصلاح جابهجایی و سپس درمان مقتضی شکستگی.

کشیدگی و پیچ خوردگی

از آسیبهاي ورزشی بسیار شایع که شاید همۀ ما آن را در مفصل مچ پا دیده باشیم. در اینجا باید بگوییم که هرگاه صحبت از کشیدگی و پیچخوردگی میشود لغت مترادف آن یعنی رگ به رگ شدن را نیز باید مد نظر داشت. ترجیحاً آسیب را به صورت پیچخوردگی و رگبهرگ بررسی میکنیم.

فشار وارد بر رباطهاي مفصل اگر بیش از حد تحمل آنها باشد موجب پیچخوردن و رگ به رگ شدن میشود. در صورتی که ضربه خفیف باشد و فقط باعث کش آمدن رباطها و پارگی مختصر و ریزبین آنها شود پیچخوردگی و اگر فشار شدید باشد و باعث پارگی رباطها شود ولی منجر به دررفتگی نگردد رگبهرگ شدن نامیده میشود.

پیچ خوردگی به دو شکل حاد و مزمن وجود دارد.

پیچ خوردگی حاد به دنبال آسیب ناگهانی ایجاد میشود.

کشیدگی و پیچ خوردگی مزمن در اثر فشار مداوم و طولانی ایجاد میشود.

نیروي لازم براي ایجاد کشیدگی حاد نیروي حد واسطی است بین نیرویی که لیگامان بدون ضایعه دیدن قادر به تحمل آن است و نیرویی که میتواند باعث پارگی کامل شود. کشیدگی لیگامانی که به خوبی توسط عضلات محافظت میشود ممکن است یا در اثر نیروي زیادي که عضله قادر به تحمل آن نیست و یا در نتیجه از بین رفتن اثر حمایت کننده عضلات و وترشان ایجاد شود.

ورزشکار سابقهاي از آسیب را ذکر میکند که باعث اعمال یک نیروي کششی بر روي لیگامان مبتلا گردیده و درد و حساسیت موضعی همراه با تورم متوسط و گاهی کبودي آشکار وجود دارد وقتی مفصل در جهتی حرکت کند که باعث کشیدگی لیگامان آسیب دیده شود درد شدیدي تجربه میشود.

 

له ییدگی مفصل

لهییدگی مفصل به دنبال یک ضربۀ مستقیم روي مفصل به وجود میآید که طی آن تمام اجزاي موجود در یک مفصل دچار آسیب میشوند که یکی از آنها شکستگی داخل مفصل است ولی غیر از آن میتوانیم انواع آسیبهاي مختلف از قبیل دررفتگی ، پارگی کپسول مفصل، پارگی رباطهاي مفصلی را داشته باشیم.

لازم به ذکر است که ضربه خیلی باید شدید باشد تا چنین حالتی را داشته باشیم. این امر معمولاً در ورزشهایی از قبیل موتور سواري بهوجود خواهد آمد.

 

 

 

 

بررسی اختصاصی دررفتگی چند مفصل

 دررفتگی مفصل شانه

در رفتگی مفصل شانه شایعترین دررفتگی میباشد در ورزشکاران هندبال، حاکی روي یخ، فوتبال آمریکایی، راکَبی، کشتی به کرات دیده می شود.

وقتی یک ورزشکار در حالی که دست را حایل بدن کرده به زمین میخورد و بازو در وضعیت دور شده و چرخیده به بیرون قرار گرفته باعث خروج سراستخوان بازو از حفره میشود. و این دررفتگی به سمت جلو است.

عموماً دررفتگیها قدامی هستند و 90 درصد موارد را تشکیل میدهند.

وقتی ورزشکار از زمین بلند میشود دیگر قادر نیست دست آسیب دیدهاش را حرکت دهد و از دست دیگر براي نگاهداري عضو مصدومش استفاده میکند.

وقتی که کاملاً صاف میایستید، میبینید که شانههایش قرینه نیست و گردي طبیعی شانه از بین رفته است و به صورت خط مستقیم دیده میشود. اگر عضو مبتلا را با دست لمس کنید این احساس را خواهید داشت که سراستخوان بازو در محل عادي خود نیست و معمولاً سراستخوان در قدام شانه (بستگی به نوع دررفتگی ) و زیر استخوان ترقوه لمس میشود.

در این حالت باید ورزشکار در اسرع وقت به پزشک ارجاع داده شود. تا در سریعترین زمان ممکن مفصل جاانداخته شود.

در برخورد با یک دررفتگی، زمان محدودي براي درمان داریم که این زمان خود شامل دو بخش است یک زمان طلایی که از وقوع حادثه تا هنگام درمانی اطلاق میشود که شاید بتوانیم بگوییم هیچگونه عارضهاي نخواهد داشت. و یک زمان معمولی بعد از آن که از پایان زمان طلایی تا درمانی اطلاق میشود که نمیتوانیم به راحتی بگوییم که آسیب عارضۀ دایمی نخواهد داشت. بعد از این زمان به جرأت میتوان گفت که همیشه با یک عارضۀ دایمی روبهرو خواهیم بود که از یک تغییر شکل ظاهري و درد دائم و حتی قطع عضو مواجه هستیم.

زمان طلایی جهت جاانداختنشانه، مفصل ران، مچ پا چیزي بیشتر از 6 ساعت نیست، پس با ذکر این زمان دیگر لزومی بر تأکید دوباره نخواهد بود.

بعد از جا انداختن بیحرکتی براي مدت سه هفته لازم است که طی این مدت، شانه را با بانداژ مخصوص میبندیم. بعد از سه هفته که بانداژ باز میشود دست براي حدود 2 هفته تمرینات پاندولی را انجام میدهد.

اگر هیچ عارضهایی وجود نداشته باشد ورزشهاي سبک را تا 4 هفته انجام داده و تا بازگشت به قدرت و حرکات اولیۀ مفصلی معمولاً 2 3تا ماه وقت لازم خواهیم داشت.

 

دررفتگی آرنج

دررفتگی آرنج نسبتاً شایع است و بیشتر در ورزشهاي تماس مثل فوتبال، هاکی روي یخ موتور سواري، اسکوایش دیده میشود. علت شایع این عارضه خوردن به زمین بهطوري که دست حایل بدن بوده و بازو خم است. دررفتگی آرنج عموماً با شکستگی توأم است و ضایعات نسج نرم اطراف حفرة آرنج تقریباً همیشه وجود دارند.

الف) شمایی از ناحیۀ شانه، تصویر داخل مربع یک مفصل طبیعی بین ترقوه و جناغ است.

ب) مفصل طبیعی بین ترقوه و جناغ به موقعیت عروق که درست در پشت این مفصل قرار گرفتهاند و به سمت سر و بازو میروند توجه کنید.

ج) دررفتگی ناکامل این مفصل نشان داده شده است. پارگی رباطها و کپسول اطراف مفصل مشخص است.

د) دررفتگی کامل خلفی مفصل نشان داده شده است.

بدون شکستگی درمان حدود 2 هفته تا حداکثر 5 هفته طول میکشد میبایست آرنج بیحرکت باشد در عین حالی که دست انگشتان و شانه از همان ابتدا فعالیت خود را آغاز میکنند و حرکت دادن آرنج 2 3تا هفته بعد از جاانداختن دررفتگی شروع میشود بعد از 8 تا 10 هفته که لیگامانها کاملاً جوش خوردند فعالیت ورزشی از سر گرفته میشود.

دررفتگی در مچ دست

دررفتگی هاي استخوان مچ در ورزش نادر است. اما از این جهت که درمان سریع و به موقع آنها در بهبود و بازیافتن کارکرد اولیه نقش بسزایی دارند خیلی مهم هستند.

دررفتگی مفاصل انگشت

آسیبی است شایع، که اغلب بازیکنان تیم هندبال، بسکتبال و والیبال دچار آن میشوند. در 80 درصد موارد انگشت کوچک یا شصت دچار آن میشوند.

در مواردي که دررفتگی طرفی وجود دارد، لیگامانهاي سمت مخالف ضایعه دیده . اند در مواردي دررفتگی خلفی به پشت دورسال وجود دارد هر دو لیگامان طرفی دچار ضایعه میباشند.

علایم این دررفتگی درد و اختلال کارکرد، تغییر شکل در مفصل میباشد. مفصل میبایست جاانداخته شود و معمولاً بیحرکتی احتیاجی نیست.

دررفتگیهاي اندام تحتانی

در مورد اندام تحتانی باید بگوییم که این مفصلها به قدري محکم هستند که در زمین ورزش شاید با آن برخورد نکنیم. مگر اینکه ضایعات بسیار شدید باشند.

بدیهی است که در برخورد و مواجهه شدن با آنها باید سریعاً به مرکز درمانی ارجاع شوند.

در این میان مفصل مچ پا از جمله مفصلهاي شایع در ورزشکاران است که دچار آسیب میشود و مفصل دیگري که احتمال دررفتگی آن در محیطهاي ورزشی میرود مفصل استخوان کشکک میباشد.

دررفتگی استخوان کشکگ

ین دررفتگی معمولاً در اثر ضربۀ مستقیم حادث میشود و بیشتر وقتی به وجود میآید که زانو خم شده است وعضلۀچهارسرمنقبض است.از ورزشکاران بیشتر فوتبالیستها به آن مبتلا میشوند.

صرف نظر از ضربه، علت دیگر دررفتگی کشکک، تغییر جهت حرکت که پا بهطور ناگهانی صاف شود. در دررفتگی کشکک از حفرة خود خارج شده و به سمت خارج منحرف میشود.

پس در مشاهده یک مصدوم تغییر شکلی مشهود در زانو داریم و کشکک را در کنارة بیرونی زانو میبینیم. زانو تورم دارد و حرکات زانو از بین رفته .

دررفتگی کشکک با ضایعات دیگر زانو مثل پارگی مینیسک و لیگامان همراه است. انباشته شدن خون در زانو و حساسیت در کنارة داخلی کشکک وجود دارد. که علت تجمع خون پارگی قسمت داخلی کپسول است.

گاهی کشکک خود به خود جا میافتد ولی اگر جا نیفتد جاانداختن آن با دست کاري بسیار ساده است و نیاز به هیچ اقدامی از قبیل جراحی و غیره نیست. بلافاصله بعد از جاانداختن کشکک درد از بین میرود.

پس از جاانداختن کشکک لازم است که پا با گچ استوانهایی به مدت 4 6تا هفته بیحرکت شود.

گاهی اوقات استخوان کشکک دچار دررفتگیهاي مکرر میشود در این حالت از نوعی وسیلۀ مخصوص استفاده میکنیم تا از دررفتگی مکرر و در نتیجه آسیب مفصل بین استخوان ران و کشکک جلوگیري کنیم.

دررفتگی زانو

در مورد زانو تقریباً دررفتگی دیده نمیشود. چرا که در این حالت باید کلیۀ لیگامانهاي خارجی و رباطهاي داخلی و کپسول مفصلی از بین رفته باشد تا تقابل مفصلی از بین برود.

 اما ضایعات دیگري در زانو وجود دارد. از جمله این آسیبها ضایعه مینیسک میباشد.

ضایعات مینیسک زانو

پارگی مینیسک معمولاً به علت وارد شدن یک نیروي پیچشی به هنگامی که زانو در حال خمو نیم خماست ایجاد میشود. پارگی مینیسک داخلی بسیار شایعتر از پارگی مینیسک خارجی است چرا که سطح چسبندگی بیشتري دارد. با پارگی مینیسک، سطح منسجم آن متسع شده و فضاي بیشتري را اشغال میکند. از طرفی شکل کندیل ران طوري است که به هنگام راست شدن زانو، بیشترین فضا را لازم دارد، و اثر مینیسک گسترده شده محدود کردن بازشدن کامل است. این ممانعت از بازشدن کامل که علامتی بس مهم میباشد تحت عنوان قفل شدن نامیده میشود.

علایم بالینی پارگی مینیسک داخلی

ورزشکار دیگر قادر به ادامۀ کاري که مشغول انجام آن بوده نیست و یا به سختی آن را انجام میدهد. توانایی راست کردن کامل زانو را ندارد. روز بعد تمام زانو متورم شده و زانو را استراحت میدهد.

 بعد از تقریباً 2 هفته تورم کاهش پیدا میکند و بیمار میتواند زانویش را راست کند و فعالیتهایش را از سر گیرد.

قفل شدن به معناي عدم توانایی اکستانسیون کامل زانو است ولی به معناي قفل شدگی کامل نیست. زیرا امکان فلکسیون آزاد وجود دارد. قفل شدن یک علامت مهم و شایع پارگی مینیسک داخلی است ولی محدودیت اکستانسیون اغلب چنان جزیی است که ورزشکار متوجه آن نمیشود.

علایم پارگی مینیسک خارجی

علایم آن تا حدود زیادي شبیه مینیسک داخلی است، ولی کمتر مشخص است. درد در قسمت خارجی مفصل وجود دارد ولی اغلب مشخص کردن محدودة آن بهطور دقیق ممکن نیست.

ضایعات لیگامانهاي زانو

این آسیب در ورزشکاران بسیار شایع است و اغلب مسایل جدي و خطیري ایجاد میکند که نقص دایمی را به دنبال دارد.

 ضایعات لیگامانهاي زانو را به چهار گروه عمده تقسیم میکنیم:

1 پارگی لیگامان داخلی

. 2پارگی لیگامان خارجی

. 3 کشیدگییا پارگیهاي ناکامل

.4 پارگیهاي لیگامانهاي متقاطع

پارگی لیگامان داخلی

در اثر ضایعهایی ایجاد میشود که باعث ابدوکسیون درشت نی روي ران شود. باید بدانیم ابدوکسیون شدید ممکن نیست مگر همراه با پارگی کپسول و رباطهاي متقاطع. البته احتمال پارگی مینیسک داخلی هم میرود ولی کمتر این اتفاق میافتد.

زانو اغلب به علت تجمع مایع خونآلود دچار تورم میشود. حساسترین نقطۀ مسیر لیگامان داخلی و معمولاً انتهاي فوقانی نزدیک اتصال آن به ران است.

درمان معمولاً گچ گرفتن است و باید شش هفته پا را در گچ قرار داد و سپس بعد از بازکردن گچ سریعاً به پا ورزش داد. نوع دیگر درمان نیز جراحی است. که البته بعد از آن نیز باید گچ گرفت.

پارگی لیگامان خارجی

پارگی لیگامان خارجی بسیار کمتر از پارگی لیگامان داخلی دیده میشود. این ضایعه در اثر نیرویی که موجب آدوکسیون درشت نی روي ران میشود حادث میشود. در پارهاي از اینگونه ضایعات لیگامان خود ضربه و فشار را تحمل میکنند ولی اتصال استخوان آن در سر نازك نی همراه با قطعهاي از استخوان کنده میشود

پارگی لیگامانهاي متقاطع

لیگامانهاي متقاطع گاهی همراه با لیگامانهاي داخلی یا خارجی دچار پارگی میشود. ممکن است پارگی فقط در یکی از لیگامانها دیده شود. پارگی لیگامان قدامی زمانی رخ میدهد که در اثر ضربه انتهاي فوقانی درشت نی نسبت به ران به جلو رانده شود یا زانو در حالت بیش از حد راست درآید. لیگامان خلفی نیز در اثر نیرویی که سرفوقانی درشت نی را به عقب میراند دچار پارگی میشود

لیگامان قدامی متقاطع از لغزش قدامی درشت نی و ران و لیگامان خلفی از لغزش خلفی جلوگیري میکند.

 

کشیدگی لیگامان داخلی یا خارجی

نیرویی که براي پاره کردن کامل لیگامان کافی نباشد ممکن است سبب پارگی ناقص یا کشیدگی شود. هر یک از لیگامانهاي داخلی یا خارجی (همراه با کپسول مجاور) ممکن است گرفتار شوند. لیگامان داخلی توسط نیرویی که باعث آبدوکسیون درشت نی روي ران میشود دچار کشیدگی میشود، در حالی که لیگامان خارجی توسط نیروي آدوکسیون ، کشیدگی لیگامان داخلی بسیار شایعتر است.

زانو در محل لیگامان آسیب دیده دردناك است و ممکن است متورم شود. در لمس لیگامان آسیب دیده حساسیت موضعی وجود دارد. فلکسیون و اکستانسیون زانو چند درجه محدود شده است و این به علت دردي است که در اثر سفت شدن لیگامان ایجاد میشود.

سرما درمانی

درمان با یخ بهترین و سادهترین و عمومیترین روشی است که براي تسکین درد به کار گرفته میشود.

استفادة صحیح از یخ باعث کاهش خونریزي و در نتیجه تورم و در نهایت درد میشود.

چندین راه حل براي استفاده از موارد سرمازا وجود دارد. در صورت امکان از تکههاي یخ داخل یک کیسه پلاستیک استفاده میکنیم عمر این یخها بستگی به درجه حرارت محیط دارد.. لازم به تذکر است که آب و یخ را هیچکدام نمیتوان روي یک زخم باز قرار داد و حتماً با پوشش استریل و همراه با استفاده از یک محفظه از آن کمک میگیریم.

بهطور عمده در کیفهاي کمکهاي اولیه کیسه هاي حاوي مواد شیمیایی وجود دارند که از قبل یخ زده و در اختیار پزشکیار قرار داده میشود. و با استفاده از ژل سرمازا9 میتوان در موضع ضایعه دیده حرارت را پایین برده و سپس پاکت را فریز کرده و مجدداً استفاده کنیم. در بسیاري از مسابقات دیده شده که از اسپري هاي سرمازا استفاده میشود. استفاده از این اسپريها فقط در جاهایی مؤثر است که بالافاصله زیر پوست استخوان قرار گرفته باشد چرا که قدرت نفوذ این اسپريها بیش از 4 م5تا یلی متر نیست و به همین خاطر طول عمر سرمازایی آنها بسیار اندك است، در ثانی خطر نکروز و آسیب پوست در آنها بسیار بالاست.

طریقۀ استفاده از یخ و زمان استفادة از آن:

این نکتۀ کلی را باید به خاطر سپرد که یخ یا مواد سرمازا را به هیچ عنوان بهطور مستقیم روي پوست قرار ندهیم چرا که خود سوختگی با یخ و سرما ایجاد میکند در مورد زخمهاي روباز از آب سرد و یا یخ مستقیماً استفاده نخواهیم کرد. زمان استفاده از سرما بستگی به تحمل بیمار و حساسیت وي دارد. قدر مسلم هر چه ضایعه وسیعتر و عمیقتر باشد نیاز به استفاده از سرما بیشتر خواهد بود به عنوان مثال زمان بهکارگیري از یخ در مفصل مچ پا و زانو حداقل سی دقیقه و در آسیب ران حداقل 45 دقیقه است.

یک معیار عملی براي برداشتن کیسۀ یخ از محل ضایعه آبی رنگ شدن پوست سفید پوستان و سیاه شدن پوست تیرهپوستان میباشد.

یخ و سرما اگر بمدت زمان مناسب به کار گرفته نشوند کوچکترین تأثیري نخواهد داشت و فواصل استفاده از سرما حدود 1 2تا ساعت خواهد بود چنانچه ضایعهاي ایجاد شد شما باید صبر کنید تا به حالت نرمال برگردد و سپس ادامه دهی اولین بستههاي یخ مصرفی پس از 30 تا 45 دقیقه تعویض میشوند و اغلب افراد بیشتر از این زمان را نمیتوانند تحمل کنند و این بهترین موقعی است که شما واکنش پوست زیر یخ را بررسی کنید چنانچه استفاده از سرما ضایعهاي در پوست به وجود آورده است میتوان از روغن زیتون، روغن بچه و یا حولۀ مرطوب استفاده کرد.

سرما و گرما درمانی توأم

استفاده از سرما براي مسدود کردن جریان خون به داخل و خارج است. اثر مشابهی ناشی از کاربرد سرما و گرما بهطور متناوب به دست آمده که با توجه به راحتی و سهولت درمان به تدریج جایگزین سرمادرمانی میشود. تنها ایراد این روش عدم کارایی در ساعات اولیه بهخصوص در میادین ورزشی میباشد. زمان جابهجایی و بهکارگیري این دو روش حرارتی 15 دقیقه میباشد و 3 4تا بار در روزمیتوان از آن استفاده کرد. در این روش زمان بازیابی فعالیت عضو و برگشت به شرایط ایدهآل بسیار کوتاهتر میشود.

بانداژ کششی

در آسیب بافت نرم، به موازات استفاده از سرما ، باید جهت فشردن از بانداژ محکم نیز استفاده شود. هدف ایجاد فشار متقابل نسبت به خونریزي میباشد میتوان بهطور توأم از یک کیسۀ یخ و یک باند الاستیک استفاده کرد تا هم یخ در مجاورت پوست قرار نگیرد و هم در جاي خود ثابت شود و هم توسط بانداژ فشار متقابل روي بافت ایجاد کرده باشیم.

بالا نگهداشتنبهمنظور کاهش تورم

یک بافت ضایعه دیده بسته به میزان و نوع ضایعه و آسیب از خود مایع ترشح میکند اگر مایع به اندازة کافی باشد شما تورم را خواهید دید.

 این مایع معمولاً از جنس خون میباشد ولی در بعضی مواقع میتواند یک اگزودا ترشحی مثل آب آوردن مفصل زانو باشد لزوماً جنس خونی مایع باعث قرمزي و یا تغییر رنگ پوست به رنگ خون نمیشود. اگر مایع در سطوح خارجی و درست زیر پوست تجمع کند شما قرمزي و کبودي را خواهید دید. و همانطور که قبلاً بحث شد گاهی خون در کمپارتمانهاي داخلی جمع میشود و ما فقط تورم آن را میبینیم و هیچگونه تغییري در رنگ ظاهري پوست به وجود نمیآید.

متعاقب ضایعهایی که منجر به تورم میشود چنانچه ورزشکار فعالیت داشته باشد و استراحت نکند تجمع و تولید مایع بیشتر خواهد شد. لذا ضروري است که براي کاهش مایع و درمان سریعتر عضو، استراحت انجام شود تا . جریان خون و عمدتاً جریان لنف ترشحات غیرچرکی و خون خارج شده از رگ را به سیستم لنفاوي و قلب ببرد و موضع را تمیز کند ما براي تسریع این روند از بالا نگهداشتن عضو به نحوي استفاده میکنیم که جریان خون به سمت قلب باجهت جاذبۀ زمین هم جهت شده و دو نیرو در یک راستا عمل کنند.

براي پاها کافیست آنها را بالاتر از تنه نگه داریم و آنها را روي سطح نرم همانند یک بالش بگذاریم چرا که سطح سخت خود با فشاري که ایجاد میکند مانع برگشت خون میشود.

در مورد ساعد و دست چنانچه آن را با بانداژ اسلینگ به گردن بیآویزیم خون به سمت قلب بازگشت میکند و در مورد ضایعات بالاي آرنج کافیست با تواتر زمانی ثابت آرنج را در حالت خوابیده یا ایستاده بدن به سمت بالاي سر هدایت کنیم تا خون به قلب برگردد. و در مورد شکم و قفسۀ صدري این عمل با دراز کشیدن روي یک سطح صاف میسر خواهد شد.

باید در نظر داشت که در حالت عادي عمل پمپ مانند عضلات اسکلتی بدن به برگشت خون به قلب کمک بسیار میکند و در یک عضو ضایعه دیده ما این کمک را از دست میدهیم و چون در حالت طبیعی بدن جریان خون درست برخلاف جهت جاذبه است به جز از گردن و سطح قلب به بالا لازم است جهت جبران از نیروي جاذبه به نفع خود استفاده کنیم.

گرمادرمانی

به کارگیري حرارت

استفاده از گرما در مراحل اولیۀ درمان جز اینکه عروق را متسع کند و خونریزي را بیشتر کند و مانع انعقاد بشود و تورم را تشدید کند، حاصل دیگري ندارد. بنابراین میتوان گفت گرما درمانی در کمکهاي اولیه هیچ نقشی ندارد و در 48 ساعت اول نباید از آن استفاده کرد. بلکه استفاده از گرما بهتر است توسط یک پزشک مجرب جهت رفع سفتیو شروع راحتیاستفاده گردد. معمولاً این عمل توسط لامپهاي مادون قرمز صورت میگیرد.

داروها و پمادها

کرمهاي حرارت زا و داروها جایی در کمکهاي اولیه بافت نرم ندارند چرا که داروها با تسکین درد و خواص دیگري که دارند علایم را میپوشانند و بررسیهاي اولیه را با مشکل مواجه مینمایند. ضایعات نسوج سخت استخوانها و طریقۀ برخورد

در یک تصادف شدید که منجر به خسارات و ضایعات عمده میشود از حرکت دادن بیمار مگر در موارد واقعاً ضروري باید اجتناب شود. این نکته در مورد استخوانهایی که به روشنی شکستگی دارند صدق میکند بهخصوص اگر عضو ضایعه دیده گردن یا نخاع گردنی باشد چرا که بیاحتیاطی یا حرکت دادن در این حالت میتواند باعث مرگ یا فلج غیرقابل برگشت شود.

 

شکستگی و ترك خوردگی استخوان

استخوانهاي بدن مانند سایر اعضاء زمانی که تحت فشار و یا نیروي بیش از حد توان خود قرار گیرند مورد آسیب قرار خواهند گرفت. چنانچه ضربه و فشار وارده بر استخوان آنرا از یکدیگر جدا سازد تحت عنوان شکستگی و ، چنانچه نیروي وارده استخوان را از یکدیگر جدا نکند، تحت عنوان ترك خوردگی و یا شکستگی مویی خوانده می شود. به طور کلی و با توجه به اینکه براي درمان شکستگی آن را به دسته هاي مختلف تقسیم می کنند ولی در مجموع می توان آن را به دو نوع باز و بسته تقسیم نمود. در شکستگی باز سر استخوان از پوست بیرون می آید ولی در شکستگی بسته سر استخوان در داخل عضو باقی می ماند

در اغلب ورزشهایی که فشار کار بیشتر است و یا نیرو در فاصله زمانی کوتاه اعمال می شود، وقوع این عارضه شایعتر است و هیچ استخوانی را نمی توان معاف از این عارضه دانست اما باید در نظر داشت که با توجه به تکنیک ها و اصول اجرایی انواع ورزشهاي مختلف استخوانهاي خاصی و به اشکال مختلف آسیب می بینند

 

 

 

شکستگی استخوانهاي گردن و صورت

از آنجا که دامنه حرکتی گردن زیاد است و با توجه به نوع ساختمان مهره ها که امکان چرخش گردن را در جهات مختلف فراهم می آورد، احتمال وقوع شکستگی در مهره هاي گردنی در هنگام فعالیتهاي ورزشی پایین است.

شکستگی در استخوانهاي صورت بیشتر متوجه استخوان بینی، لاله خارجی گوش و گونه ها است که بعضی مواقع تشخیص این ضایعه به علت توام بودن آن با کوفتگی دشوار است، شکستگی دندانها نیز در ورزش عمومیت دارند.

شکستگی مهره هاي ستوان فقرات و استخوان لگن

مهره هاي ناحیه پشتی ستوان فقرات با توجه به ینکه توسط دنده ها محافظت می شوند، احتمال وقوع شکستگی در آنها نادر است.

مهره هاي کمري نسبت به مهره هاي گردنی و پشتی بیشتر در معرض خطر شکستگی می باشند. شکستگی استخوان لگن با توجه به موقعیت آن و عضلات قوي در برگیرنده اش، در ورزش متداول نیست اما اگر رخ دهد، معمولاٌ اطراف کپسول مفصلی اتصالات سر استخوان ران مورد صدمه قرار می گیرد که این عارضه بیشتر در اثر پیچش مفصل در دامنه حرکتی زیاد و اعمال فشار صورت می گیرد.

شکستگی دنده ها و استخوانهاي کمربند شانه اي

کمربند شانه اي شامل استخوانهاي کتف، ترقوه و جناغ می باشد که استخوان کتف و جناغ کمتر دچار عارضه شکستگی می گردند و شایعترین شکستگی در ناحیه کمربند شانه اي، شکستگی ترقوه می باشد. بیش از 80 % شکستگیهاي ترقوه در یک سوم میانی آن صورت می گیرد که پوشش لیگامنتی ضعیفی دارد. در ورزشهایی که احتمال برخورد زیاد است شکستگی دنده ها مکرر اتفاق می افتد. در این آسیب ممکن است یک یا چند دنده مورد شکستگی قرار گیرد. در بیشتر مواقع بعد از ایجاد صدمه فرد مصدوم تمایل دارد، سرش را به طرف جلو نگه دارد و به آهستگی نفس بکشد.

شکستگی استخوانهاي بازو و ساعد (زندزبرین و زند زیرین)

استخوان بازو از نمونه استخوانهاي دراز است که هر قسمت از آن ممکن است دچار شکستگی و ترك خوردگی شود. شکستگی در این استخوان ممکن است به صورت عرضی و یا خیلی مایل و یا به صورت قطعات متعدد (خردشدگی) به وجود آید ق. ابل ذکر است که وفوع شکستگی در این استخوان ازسایر استخوانهاي دراز دیگر کمتر است. که شاید به علت وجود حرکات شانه با دامنه زیادي است که ضربات را به خود می گیرد و از شکستگی زیاد آن جلوگیري می کند. شکستگی ساعد از جمله شکستگی هایی است که بسیار اتفاق می افتد. خردسالان فعال و بزرگسالان بیشتر دچار این عارضه می شوند. شکستگی زندزیرین و زندزبرین به تنهایی کمتر اتفاق می افتد و اغلب این دو استخوان با همدیگر می شکنند.

شکستگی استخوانهاي مچ، کف و انگشتان دست

ضمن اینکه احتمال وقوع شکستگی در تمامی هفت استخوان مچ دست می باشد، اما استخوان ناوي بیشتر از سایر استخوانهاي این ناحیه مورد صدمه است. بیش از 80 درصد تمام شکستگیهاي ورزشی شکستگی استخوان ناوي است. گاهی اوقات انتهاي تحتانی دو استوان ساعد که با استخوانهاي مچ دست متصل هستند، مورد شکستگی قرار می گیرند که جزء شکستگی مچ به حساب می آید و تحت عنوان شکستگی «کول» خوانده می شود.

شکستگی استخوانهاي ران و ساق پا (درشت نی و نازك نی)

در عین حال که استخوان ران یکی از استخوانهاي قطور بدن می باشد. ولی از آنجا که نسبت به قطر خود داراي طول زیادي می باشد و قوسی شکل نیز هست، ایجاد شکستگی در این استخوان معمول می باشد. اغلب شکستگی در یک سوم میانی استخوان اتفاق می افتد. زیرا انحناء استخوان در این قسمت می باشد و دو انتهاي این استخوان دچار شکستگی می شود. این عارضه منجر به تغییر شکل، انقباض ماهیچه اي، درد و حساسیت و از دست دادن حرکت خواهد شد.

شکستگی

 

 

مچ، کف و انگشتان پا

معمولترین شکستگی استخوانهاي مچ پا، شکستگی استخوان پاشنه است. شکستگی پاشنه معمولاٌ بر اثر پرش و یا سقوط از سطح مرتفع بر روي پاشنه اتفاق می افتد.

شکستگی تنه استخوانهاي کف پا ممکن است در هر نقطه اي از آن (نزدیک قاعده یا در وسط و یا گردن استخوان) بروز نماید. شکستگی در این استخوان اغلب به صورت عرضی یا مایل می باشد و به ندرت تغییر مکان شدیدي درآن به وجود می آید. در مورد انگشتان پا، شست نسبت به سایر انگشتان بیشتر دچار شکستگی می شود.

پیچ خوردگی و دررفتگی مفاصل

ضایعه پیچ خوردگی و دررفتگی به طور اختصاصی به صدمات مفاصل مربوط می شود که بسته به اینکه این ضایعه با چه درجه اي از شدت و چه تغییراتی را در ساختمان طبیعی مفصل ایجاد نموده باشد به چهار دسته تقسیم می شود:

– 1 در رفتگی که در آن سطوح مفصلی کاملاٌ از مقابل یکدیگر خارج می شوند.

-2 نیمه دررفتگی، وقتی است که قسمتی از سطوح مقابل یکدیگر قرار گرفته و قسمت دیگر درمقابل هم باقی نمی ماند.

-3 پیچ خوردگی، وقتی است که در قسمتی از فیرهاي کپسول مفصلی صدمه دیده ولی در سطوح مفصلی تغییراتی ایجاد نشود.

-4 شکستگی، دررفتگی، وقتی ایجاد می شود که سطوح مفصلی از یکدیگر جدا شده و در یک قسمت استخوان شکستگی ایجاد شود.